مدیریت سنتی و نوین

به نظر شما تفاوت بین مدیریت سنتی و مدیریت نوین چیست؟ یک مدیر مدرن چه مواردی را رعایت می‌کند که در مدیریت سنتی دیده نمی‌شود؟

اغلب زمانی که صحبت از مدیر سنتی و مدرن می‌شود مقایسه بین الگوهای رفتاری و سطح تحصیلات آن‌ها انجام می‌گیرد. حتما شما هم در ذهن خود یک مدیر مدرن را رهبر یک تیم و مدیر سنتی را فردی با تجربه با نظارت و کنترل بر همه چیز تصور می‌کنید. این تصور البته کاملا صحیح است اما تفاوت بین مدیریت سنتی و نوین تنها به الگوهای رفتاری و سطح تحصیلات محدود نمی‌شود؛ بلکه مواردی فراتر از آن را در بر می‌گیرد

در اینکه مدیران سنتی و مدرن هر دو به دنبال افزایش بهره‌وری و بهبود اثربخشی منابع سازمان خود هستند شکی نیست. هم‌چنین می‌توان گفت؛ هر دو گروه بر اهمیت نیروی انسانی به عنوان مهم‌ترین منابع انسانی اتفاق نظر دارند. اما قطعا شیوه‌ای که برای رسیدن به این اهداف مشترک دارند متفاوت است.

Words. Toy bricks on the table

یک مدیر سنتی ممکن است برای افزایش بهره وری و راندمان کاری پرسنل خود، کنترل و نظارت همه جانبه ای بر تمام بخش‌های مختلف سازمان داشته باشد؛ به جزئیات توجه کند و ریزترین موارد را دنبال کند. یک چنین مدیری باید توان و انرژی و وقت زیادی بگذارد. در صورتی که یک مدیر نوین در شیوه‌ی مدرن می‌داند که نظارت و کنترل همیشگی پرسنل نه تنها مفید نیست بلکه راندمان کاری کارمندان را نیز کاهش می‌دهد

یک مدیر سنتی ممکن است برای افزایش بهره وری و راندمان کاری پرسنل خود، کنترل و نظارت همه جانبه ای بر تمام بخش‌های مختلف سازمان داشته باشد؛ به جزئیات توجه کند و ریزترین موارد را دنبال کند. یک چنین مدیری باید توان و انرژی و وقت زیادی بگذارد. در صورتی که یک مدیر نوین در شیوه‌ی مدرن می‌داند که نظارت و کنترل همیشگی پرسنل نه تنها مفید نیست بلکه راندمان کاری کارمندان را نیز کاهش می‌دهد.

یک مدیر سنتی ترجیح می‌دهد ابزارهای قدیمی که قبلا تجربه استفاده از آن‌ها را دارد به کار گیرد اما در مدیریت نوین همیشه شاهد به روز شدن و آپدیت شدن و استفاده از امکانات جدید هستیم.
او نیاز به کارمندی برای سرپرستی و نظارت پرسنل خود دارد. فردی که خیلی قابل اعتماد باشد و گزارش‌ها درستی را ارائه دهد. به علاوه این فرد معتمد انسان است و هر چقدر هم عالی باشد خطا می‌کند.

از این رو از ابزارها و تکنولوژی‌های روز نهایت استفاده را می‌برد تا حد امکان خطای انسانی را کم کند. بهره‌وری را افزایش دهد و نیاز به نیروی انسانی را به حداقل برساند. چنین مدیریتی وقت کافی برای مطالعه و افزایش دانش برای مدیران باقی می‌گذارد.
و اما اصل مطلب:

زمانی که مفهومی را زیاد بشنویم و زیاد تکرار شده باشد به کلیشه تبدیل می‌شود. مانند این جمله که “سعی کنیم امروزمان مانند فردایمان نباشد” .
این جمله را همیشه شنیده‌ایم و همه خوب این موضوع را درک می‌کنیم اما بر اثر تکرار زیاد کمتر به آن توجه نشان می‌دهیم و ممکن است حتی گاهی ابعاد آن را فراموش کنیم. هنر به‌روز شدن یک مدیر، اصلی که بدین معنا که باید همیشه خود را در معرض فناوری قرار دهیم و سعی کنیم خود را با تکنولوژی‌های روز تطبیق دهیم.

برای به روز شدن باید درک درستی از فناوری داشته باشیم. اگر اهدافمان را در راستای تکنولوژی جدید پیش نبریم؛ از رقبا جا می‌مانیم .
منظور از درک درست از فناوری، البته به معنای حرفه‌ای بودن در جزئی‌ترین موارد تکنولوژی نیست؛ بلکه به معنای درک فضا و چشم انداز فناوری است و اینکه یک مدیر باید بداند که فناوری و پیشرفت‌های جدید چه اثراتی می‌تواند در بهبود شرایط کاری سازمان داشته باشد.
اگر می‌خواهید از رقبا عقب نمانید این جمله را همیشه به یاد داشته باشید:
“هرگز نباید فراموش کنیم که نوآوری پیوسته در جریان است و اگر نوآور نباشیم در جریان نیستیم”

content editor at zino.

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

سایدبار کشویی

دسته بندی ها